دسته: برگردان

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل آخر / سزاوار

فصل پنجم: سزاوار پری بار دیگر بازگشت و همان چهار هدیه قبلی را به همراه خود آورد، اما او فقط مرگ را می‌خواست. پری گفت: «مرگ را به بچه‌ای کوچک، فرزند دلبند مادری دادم....

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل چهارم / ثروت

فصل چهارم: ثروت صدای پری آمد که گفت: «دوباره انتخاب کن. دو هدیه باقی مانده است. ناامید نشو، از اول هم یک هدیه ارزشمند بود، هنوز آن هدیه باقی مانده است.» او گفت: «ثروت...

عشق واقعی تا لحظه پایان 0

عشق واقعی ؛‌ برگردان غزل شماره‌ ۱۱۶ ویلیام شکسپیر

اجازه دهید دلیلی نیاورم چرا دو انسان عاقل نباید با هم ازدواج کنند. این عشق واقعی نیست عشقی که با تغییر شرایط تغییر می‌کند یا وقتی که یک عاشق بی‌وفا می‌شود نه! عشق واقعی...

آنچه من می‌خواهم - وتی یتیم بودیم 0

آنچه من می‌خواهم ؛ برگردان نوشتاری از کازو ایشی‌گورو

همه‌ي آن چیزی که می‌دانم این است که تمامی این سال‌ها را در جستجوی چیزی گذراندم، نوعی جایزه که فقط اگر واقعاً واقعاً به اندازه‌ی کافی تلاش می‌کردم لیاقتش را داشتم. اما دیگر آن...

دیالوگ منتخب سوتس - اهمیت 0

دیالوگ منتخب / سریال سوتس / فصل ۲، قسمت ۱۳: اهمیت

اهمیت ریچل زین (با بازی مگان مرکل): مي‌خواستين منو ببينين؟ هاروی اسپکتر (با بازی گابریل مکت): آره ولي اين معمولاً يعني آدم‌ها به دانا* ميگن که اومدن و و بعد دانا به من ميگه....

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل سوم / شهرت

فصل سوم: شهرت پری به او گفت: «یک بار دیگر انتخاب کن. اطمینان دارم این سال‌ها به تو درس‌ها آموخته است. سه هدیه باقی مانده و فقط یکی از آن‌ها ارزشمند است. این را...

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل دوم / عشق

فصل دوم: عشق پری ظاهر شد و گفت: «چهار هدیه باقی مانده است. یکی دیگر را انتخاب کن؛ و به خاطر داشته باش، زمان در گذر است و فقط یکی از این هدایا ارزشمند...

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل اول / لذت

فصل اول: لذت یک روز صبح، پری نیکوکاری با سبدی در دست ظاهر شد و گفت: «هدایای تو اینجاست. یکی را بردار و بقیه را رها کن. مراقب باش، هوشمندانه انتخاب کن، آه، هوشمندانه...

درخت پاییزی 0

درخت پاییزی ؛ برگردان متونی از ارنست همینگوی و امیلی برونته

می‌پنداشتی که در پاییز غمگین باشی. بخشی از تو هر سال با افتادن برگ‌ها از درخت پاییزی و برهنه شدن شاخه‌هایش در برابر باد و سرمای سخت زمستان، می‌مرد. اما تو می‌دانی بهاری همواره...

کنار آتش 0

کنار آتش ؛ برگردان شعری زیبا از جی. آر. آر. تالکین

کنار آتش نشسته‌ام و می‌اندیشم به هر آنچه تاکنون دیده‌ام از گل‌های چمن‌زار تا پروانه‌ها در تابستانی که گذرانده‌ام از برگ‌های زرد و نازک که در پاییز آنجا بودند با صبح مه‌آلود و خورشید...