دسته: برگردان شعر

عشق واقعی تا لحظه پایان 0

عشق واقعی ؛‌ برگردان غزل شماره‌ ۱۱۶ ویلیام شکسپیر

اجازه دهید دلیلی نیاورم چرا دو انسان عاقل نباید با هم ازدواج کنند. این عشق واقعی نیست عشقی که با تغییر شرایط تغییر می‌کند یا وقتی که یک عاشق بی‌وفا می‌شود نه! عشق واقعی...

درخت پاییزی 0

درخت پاییزی ؛ برگردان متونی از ارنست همینگوی و امیلی برونته

می‌پنداشتی که در پاییز غمگین باشی. بخشی از تو هر سال با افتادن برگ‌ها از درخت پاییزی و برهنه شدن شاخه‌هایش در برابر باد و سرمای سخت زمستان، می‌مرد. اما تو می‌دانی بهاری همواره...

کنار آتش 0

کنار آتش ؛ برگردان شعری زیبا از جی. آر. آر. تالکین

کنار آتش نشسته‌ام و می‌اندیشم به هر آنچه تاکنون دیده‌ام از گل‌های چمن‌زار تا پروانه‌ها در تابستانی که گذرانده‌ام از برگ‌های زرد و نازک که در پاییز آنجا بودند با صبح مه‌آلود و خورشید...

می‌خوانم از 0

می‌خوانم از ؛ برگردان شعری از رابرت هریک شاعر انگلیسی

می‌خوانم از جویباران، از شکوفه‌ها، پرندگان و آلاچیق‌ها از گل‌های فروردین، اردیبهشت، خرداد و تیر+ می‌خوانم از دسته‌های گل، چترهای چرخان، می، شب زنده داری از نودامادها، از عروس‌ها و از کیک عروسیشان می‌نویسم...

بال پرواز 0

بال پرواز ؛ برگردان شعری از آماندا لاولیس شاعر معاصر امریکایی

بال پرواز پرنده‌ها ندارند توانِ پرواز وقتی که بچینی یکی از بال‌هایشان را تو به چیدن یکی از بال‌هایم هرگز و هیچوقت نبودی راضی هر دو بالم را بریدی از ریشه تا مطمئن شوی...

سانتوکا تانیدا 0

برگردان / ۱۰ هایکو از سانتوکا تانیدا هایکو سرای ژاپنی

سانتوکا تانیدا جاده‌ای عالی به سوی ساختمانی عالی این کوره‌ی مرده سوزی است کهنه لباسی بر تن در هوایی سرد تنها قدم می‌زنم به روستایی آمدم جایی که سخن می‌گویند با لهجه‌ی من پلی...

روزی او بازگشت 0

روزی او بازگشت برگردان شعری از کنت استیون شاعر اسکاتلندی

روزی او بازگشت با خبرهایی از رشته‌ای سپید که فرسنگ‌ها رفته سریع‌تر رفت و در دریا شکست خنکیش شیرین، سبزآبیش عمیق هنگام غروب بازگشتند خسته گفتند و نگفتند آن شب شب نبود آبی آسمان...

سفر 0

سفر ؛ برگردان شعری از ماری اولیور شاعر معاصر امریکایی

سفر روزی بالاخره خواهی فهمید آنچه که باید انجام دهی و آغاز می‌کنی گرچه نواهای اطرافت فریاد خواهند زد نصیحت‌های نابودگرشان را گرچه همه‌ی خانه به لرزه می‌افتد و کششی قدیمی را در پایت...

اندوه 0

اندوه ؛ برگردان شعری از جندی نلسون نویسنده معاصر امریکایی

اندوه خانه‌ای است جایی که صندلی‌هایش فراموش کرده‌اند که ما را نگه دارند آینه‌هایی که ما را منعکس کنند دیوارهایی که ما را در خود اسیر کنند اندوه خانه‌ای است که ناپدید می‌شود هر...

امروز 0

برگردان شعر امروز اثری از رالف والدو امرسون شاعر امریکایی

بر قلبت حک کن بهترین روز سال همین امروز است ثروتمند اوست که امروز را دارد آنکه ندارد فرمان به هجومِ غم و حزن داده هر روز را تمام کن و از آن روز...