دسته: متن ادبی

بدون روح 0

زندگی بدون روح ؛ برگردان نوشتاری کوتاه از جی. کی. رولینگ

می‌دانی، اگر مغزت مثل همیشه کار کند و قلبت هم به تپیدن ادامه دهد، می‌توانی بدون روح زندگی کنی. اما دیگر هرگز هیچ چیزی را درباره‌ی خودت حس نمی‌کنی، خاطره‌ای نداری… هیچ چیز نداری....

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل آخر / سزاوار

فصل پنجم: سزاوار پری بار دیگر بازگشت و همان چهار هدیه قبلی را به همراه خود آورد، اما او فقط مرگ را می‌خواست. پری گفت: «مرگ را به بچه‌ای کوچک، فرزند دلبند مادری دادم....

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل چهارم / ثروت

فصل چهارم: ثروت صدای پری آمد که گفت: «دوباره انتخاب کن. دو هدیه باقی مانده است. ناامید نشو، از اول هم یک هدیه ارزشمند بود، هنوز آن هدیه باقی مانده است.» او گفت: «ثروت...

آنچه من می‌خواهم - وتی یتیم بودیم 0

آنچه من می‌خواهم ؛ برگردان نوشتاری از کازو ایشی‌گورو

همه‌ي آن چیزی که می‌دانم این است که تمامی این سال‌ها را در جستجوی چیزی گذراندم، نوعی جایزه که فقط اگر واقعاً واقعاً به اندازه‌ی کافی تلاش می‌کردم لیاقتش را داشتم. اما دیگر آن...

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل سوم / شهرت

فصل سوم: شهرت پری به او گفت: «یک بار دیگر انتخاب کن. اطمینان دارم این سال‌ها به تو درس‌ها آموخته است. سه هدیه باقی مانده و فقط یکی از آن‌ها ارزشمند است. این را...

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل دوم / عشق

فصل دوم: عشق پری ظاهر شد و گفت: «چهار هدیه باقی مانده است. یکی دیگر را انتخاب کن؛ و به خاطر داشته باش، زمان در گذر است و فقط یکی از این هدایا ارزشمند...

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل اول / لذت

فصل اول: لذت یک روز صبح، پری نیکوکاری با سبدی در دست ظاهر شد و گفت: «هدایای تو اینجاست. یکی را بردار و بقیه را رها کن. مراقب باش، هوشمندانه انتخاب کن، آه، هوشمندانه...

درخت پاییزی 0

درخت پاییزی ؛ برگردان متونی از ارنست همینگوی و امیلی برونته

می‌پنداشتی که در پاییز غمگین باشی. بخشی از تو هر سال با افتادن برگ‌ها از درخت پاییزی و برهنه شدن شاخه‌هایش در برابر باد و سرمای سخت زمستان، می‌مرد. اما تو می‌دانی بهاری همواره...

پیروزی - هنر رزم 0

پیروزی ؛ برگردان بخش‌هایی کوتاه از کتاب هنر رزم نوشته سان زو

اگر خود و دشمنتان را می‌شناسید، لازم نیست از نتیجه صد جنگ بترسید. اگر خود را می‌شناسید اما دشمن را نه، برای هر پیروزی، رنج شکست را خواهید کشید. اگر نه خود را می‌شناسید...

زمزمه - سایه و استخوان لی باردوگو 0

زمزمه ؛ برگردان بخشی از کتاب سایه و استخوان اثر لی باردوگو

شبی، در تلاش برای انجام کارهایم پشت میزم نشسته بودم، به او که در اطرافم پرسه می‌زد آرام زمزمه کردم: «چرا مرا تنها نمی‌گذاری؟» دقایق زیادی گذشت. فکر نمی‌کردم که جوابم را بدهد. حتی...