دسته: سال مرگ

شام آخر 0

سال مرگ / شام آخر

امشب، شام آخر امسال است. آخرین شب از سالی که برای من سال مرگ نام گرفت. سالی که تلخ شروع شد، پر فراز و نشیب ادامه یافت و تلخ‌تر به پایان رسید. گفتن از...

آرامش طوفان 0

سال مرگ / آرامش طوفان

در میان همه‌ی طوفان‌های زندگی، لحظاتی هستند که نسیم آرامش را در دنیای ما به وزش در می‌آورند، از نگاهی دلنشین تا بارانی بهاری. گاهی اوقات کافی است چشممان را باز کنیم و آنچه...

گذشته 0

سال مرگ / گذشته

همیشه برای من نگاهی به گذشته به مانند نظاره کردن آینده در آینه‌ی بودن‌ها و نبودن‌هایم بوده است، چه زمانی که در تلخ‌ترین روزهای عمرم باشم و چه زمانی که در سیاه‌ترین روزها. روزهایی...

احساسات تلخ 0

سال مرگ / احساسات تلخ

گاهی برای رفع یک احساس بد، صحبت با یک دوست نزدیک کافی است، اما هستند زمان‌هایی که صحبت کردن با یک دوست، غم‌ها را بیشتر و احساسات بد را بدتر خواهند کرد. دلتنگی، محرک...

پاییز 0

سال مرگ / پاییز وارد می‌شود

مدت‌هاست که می‌خواهم بنویسم، از آنچه این روزها می‌گذرد، از آنچه این روزها نمی‌گذرد، از حرف‌های تازه، از خاطرات کهنه. مدت‌هاست که می‌خواهم از همه چیز بنویسم، از همه‌ی آنچه که باید باشد و...

مدفون 0

سال مرگ / مدفون

احساس می‌کنیم سال‌هاست که در اینجا مدفون شده‌ام، کنج همین اتاق، کنار همین دیوارهای سیاه، زیر همین سایه‌های بی رنگ و در قعر روزگار سیاهی که پایانی ندارد. در این تکرار مدفون شده‌ام، در...

دلهره 1

سال مرگ / دلهره

همینجا می نشینم، آنسوی جاده، پشت همین دیوار و در پستوی سایه ها، غرق می شوم در دلهره ای که دنیایم را فرا گرفته، گذشته را آرزویم کرده و آینده را کابوسم… نمی دانم!...