برچسب گذاری توسط: آرزو

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل چهارم / ثروت

فصل چهارم: ثروت صدای پری آمد که گفت: «دوباره انتخاب کن. دو هدیه باقی مانده است. ناامید نشو، از اول هم یک هدیه ارزشمند بود، هنوز آن هدیه باقی مانده است.» او گفت: «ثروت...

آخرین حلقه 0

ساقط / آخرین حلقه

شاید نتوان از عمق حقیقت آنچه این روزها می‌گذرد نوشت، شاید روزی بشود اما دست کم امروز سخت است. در تقابل با روزگاری که همه چیز را خود خلاصه کرده، دنیای تاریک من، چیزی...

نفرین هزار ساله 0

ساقط / نفرین هزار ساله

این همان دنیاست، من همانم که بودم و تو همانی هستی که باید باشی. روزگار همین بوده، زندگی همین بوده و سرنوشت همین بوده که باید باشد. این همه‌ی آن چیزی است که در...

بیهوده 0

ترانه / بیهوده

من بی تو بیهوده از زندگی سیرم می‌دونی که بی تو هر لحظه می‌میرم می‌میرم و اما مردن نهایت نیست تصویرت تو ذهنم عین خیالت نیست تو در منی و من عاشق عشقی ناب...

بنویس 0

بنویس ؛ برگردان نوشتاری کوتاه از آلن واتس فیلسوف انگلیسی

نصیحت؟ من هیچ نصیحتی ندارم. آرزو کردن را تمام کن و نوشتن را آغاز. اگر بنویسی، نویسنده هستی. بنویس به مانند یک زندانی که در صف مرگ است و حاکم خارج از کشور و...

تصور عشق 0

ساقط / تصور عشق

گاه با خود می‌اندیشم که عشق با من چه کرده، فرجامش چه بوده و چه در من نهاده است، شاید هیچ چیز، شاید همه چیز، دستِ کم من مانده‌ام و تصور عشق. تصور عشق...

فاصله 0

ساقط / فاصله

دور ماندن از تو شاید بزرگترین عذابی است که این روزهای مرا فرا گرفته است. میان من و تو فرسنگ‌ها فاصله افتاده و هیچ چیز و هیچ کس تلاشی برای در هم شکستن این...

مدفون 0

سال مرگ / مدفون

احساس می‌کنیم سال‌هاست که در اینجا مدفون شده‌ام، کنج همین اتاق، کنار همین دیوارهای سیاه، زیر همین سایه‌های بی رنگ و در قعر روزگار سیاهی که پایانی ندارد. در این تکرار مدفون شده‌ام، در...

دلهره 1

سال مرگ / دلهره

همینجا می نشینم، آنسوی جاده، پشت همین دیوار و در پستوی سایه ها، غرق می شوم در دلهره ای که دنیایم را فرا گرفته، گذشته را آرزویم کرده و آینده را کابوسم… نمی دانم!...