برچسب گذاری توسط: تکرار

روزگار منتظر کسی نمی‌ماند 0

روزگار تکرار می‌شود اما منتظر هیچ کس و هیچ چیز نمی‌ماند…

روزگار می‌گذرد، گرچه سخت، اما می‌گذرد. با همه‌ی غم‌هایش پیش می‌رود و برای هیچ کس و هیچ چیز منتظر نمی‌ماند. چه من در نقطه‌ای از زمان چون ریگی ساکن در اعماق دره‌ای تهی از...

داستان روزگار تنهایی فصل چهارم 0

داستان روزگار تنهایی / بخش بیست و هشتم / پرمشغله

نقاب۷: پرمشغله در دنیایی که بسیاری از انسان‌ها غرق در زندگی ماشینی هستند، مشغله زیاد و اشتغال همیشگی به کارهای مربوط و نامربوط چندان دور از ذهن نیست، آن هم برای کسی مثل من...

هفت سال با ای‌پی‌بلاگ 0

هفت سال با ای‌پی‌بلاگ؛ برگی دیگر از دفتری برای یک عمر

هفت سال گذشت! امروز تولد ای‌پی‌بلاگ است، هفتمین تولدش. هفت سال از آغاز نوشتن در این دفتر خاطرات آنلاین گذشته است و هنوز هم در اینجا می‌نویسم. اینجا ننویسم کجا بنویسم؟ هفت سال از...

داستان روزگار تنهایی فصل چهارم 0

داستان روزگار تنهایی / بخش بیست و پنجم / مطرود

نقاب ۴: مطرود شاید همین گریز از دنیای دیگران بود که نقاب جدیدی برایم ساخت، پیش از آنکه من بخواهم در فکر نقابی جدید باشم، نقاب جدیدی بر چهره من نقش بست. نقابی که...

فاصله 0

ساقط / فاصله

دور ماندن از تو شاید بزرگترین عذابی است که این روزهای مرا فرا گرفته است. میان من و تو فرسنگ‌ها فاصله افتاده و هیچ چیز و هیچ کس تلاشی برای در هم شکستن این...

غم هجران 0

ساقط / غم هجران

سال‌هاست در این حال مانده‌ام. در این دنیای ویران و تاریک، در این کنج عزلت که ناله‌هایم از غم هجران کوش فلک را کر کرده و خون‌های جاری از دو چشمم، دیدگانم را کور....

زمستان بی‌پایان 0

ساقط / زمستان بی‌پایان

هنوز هم حرف‌های نگفته‌ی بسیاری در ذهنم جاری است، هنوز هم شب‌هایم تلخ و بی‌پایان است و هنوز هم دستان سردم اسیر زمستان بی‌پایان تنهایی است. هنوز نمی‌توانم از بودنم شاد باشم، هنوز زنده...

شام آخر 0

سال مرگ / شام آخر

امشب، شام آخر امسال است. آخرین شب از سالی که برای من سال مرگ نام گرفت. سالی که تلخ شروع شد، پر فراز و نشیب ادامه یافت و تلخ‌تر به پایان رسید. گفتن از...

هفت سال ای پی بلاگ 0

شش سال از آغاز راه ای‌پی‌بلاگ گذشت

شش سال گذشت! ساده و سخت، شش سال از ارسال اولین نوشته من در این وبلاگ گذشت. شش سال شیرین با ای پی بلاگ گذشت. سال‌هایی که در آن از هر چیزی نوشتم و...

پاییز 0

سال مرگ / پاییز وارد می‌شود

مدت‌هاست که می‌خواهم بنویسم، از آنچه این روزها می‌گذرد، از آنچه این روزها نمی‌گذرد، از حرف‌های تازه، از خاطرات کهنه. مدت‌هاست که می‌خواهم از همه چیز بنویسم، از همه‌ی آنچه که باید باشد و...