برچسب گذاری توسط: درد

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل آخر / سزاوار

فصل پنجم: سزاوار پری بار دیگر بازگشت و همان چهار هدیه قبلی را به همراه خود آورد، اما او فقط مرگ را می‌خواست. پری گفت: «مرگ را به بچه‌ای کوچک، فرزند دلبند مادری دادم....

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل چهارم / ثروت

فصل چهارم: ثروت صدای پری آمد که گفت: «دوباره انتخاب کن. دو هدیه باقی مانده است. ناامید نشو، از اول هم یک هدیه ارزشمند بود، هنوز آن هدیه باقی مانده است.» او گفت: «ثروت...

داستان روزگار تنهایی فصل چهارم 0

داستان روزگار تنهایی / بخش بیست و هفتم / نابینا

نقاب۶: نابینا نه می‌توانستم خود را از فکر عشق رهایی دهم و نه می‌توانستم از خیانت چشم پوشی کنم. گیج و گنگ،‌ نابینا و ناشنوا، پوچ و بیهوده مانده بودم. شاید این تصمیمی برای...

بیهوده 0

ترانه / بیهوده

من بی تو بیهوده از زندگی سیرم می‌دونی که بی تو هر لحظه می‌میرم می‌میرم و اما مردن نهایت نیست تصویرت تو ذهنم عین خیالت نیست تو در منی و من عاشق عشقی ناب...

تصور عشق 0

ساقط / تصور عشق

گاه با خود می‌اندیشم که عشق با من چه کرده، فرجامش چه بوده و چه در من نهاده است، شاید هیچ چیز، شاید همه چیز، دستِ کم من مانده‌ام و تصور عشق. تصور عشق...

گاهی 0

ساقط / گاهی

گاهی هیچ کافی نیست، هیچ چیز، هیچ کس، هیچ جا، هیچ کلام و حتی هیچ گاه. گاهی فقط تو باید باشی، تا هیچ چیز، هیچ کس، و هزار هیچ دیگر کم نباشد. گاهی! نه...

احساس دروغ 0

ساقط / احساس دروغ، دروغ احساس

روزگار عجیبی است! روزگاری که با سال‌های پیشین فرسنگ‌ها متفاوت است. همه چیز با گذشته فرق کرده و هر لحظه اتفاق جدیدی جهان را به لرزه در می‌آورد. نامه‌های عاشقانه، ایمیل شده‌اند و نجواهای...

فاصله 0

ساقط / فاصله

دور ماندن از تو شاید بزرگترین عذابی است که این روزهای مرا فرا گرفته است. میان من و تو فرسنگ‌ها فاصله افتاده و هیچ چیز و هیچ کس تلاشی برای در هم شکستن این...

غم هجران 0

ساقط / غم هجران

سال‌هاست در این حال مانده‌ام. در این دنیای ویران و تاریک، در این کنج عزلت که ناله‌هایم از غم هجران کوش فلک را کر کرده و خون‌های جاری از دو چشمم، دیدگانم را کور....

عبور از درد 0

عبور از درد؛ برگردان نوشتاری از پاتریک راتفوس در کتاب نامِ باد

شاید بزرگترین استعداد ذهن ما، توانایی کنار آمدن با درد باشد. تفکر کلاسیک به ما چهار دروازه را می‌آموزد که هرکس با توجه به نیازش از آن عبور می‌کند. اولین دروازه، خواب است. خواب...