برچسب گذاری توسط: رویا

زندگی یک رویاست 0

زندگی یک رویاست ؛ برگردان شعری زیبا از جان اشبری

زندگی یک رویاست خودشناسی نعمتی است که حاصل می‌شود تنها زمانی که تهی می‌شوی آن سوی میدان چوبی که می‌خوانند نام‌ها را نام من با «آ» می‌شود آغاز پس اولین نام نام من خواهد...

روزگار منتظر کسی نمی‌ماند 0

روزگار تکرار می‌شود اما منتظر هیچ کس و هیچ چیز نمی‌ماند…

روزگار می‌گذرد، گرچه سخت، اما می‌گذرد. با همه‌ی غم‌هایش پیش می‌رود و برای هیچ کس و هیچ چیز منتظر نمی‌ماند. چه من در نقطه‌ای از زمان چون ریگی ساکن در اعماق دره‌ای تهی از...

آخرین حلقه 0

ساقط / آخرین حلقه

شاید نتوان از عمق حقیقت آنچه این روزها می‌گذرد نوشت، شاید روزی بشود اما دست کم امروز سخت است. در تقابل با روزگاری که همه چیز را خود خلاصه کرده، دنیای تاریک من، چیزی...

بیهوده 0

ترانه / بیهوده

من بی تو بیهوده از زندگی سیرم می‌دونی که بی تو هر لحظه می‌میرم می‌میرم و اما مردن نهایت نیست تصویرت تو ذهنم عین خیالت نیست تو در منی و من عاشق عشقی ناب...

غمگین 0

غمگین ؛ برگردان بخشی کوتاه از کتاب زهیر نوشته پائولو کوئلیو

استر پرسید: چرا همه‌ي مردم غمگین هستند؟ پیرمرد در پاسخ گفت: ساده است، همه‌ي آن‌ها اسیر گذشته‌ی خود هستند. همه باور دارند هدف اصلی زندگی، پیروی کردن از یک طرح است. هرگز نمی‌پرسند که...

تصور عشق 0

ساقط / تصور عشق

گاه با خود می‌اندیشم که عشق با من چه کرده، فرجامش چه بوده و چه در من نهاده است، شاید هیچ چیز، شاید همه چیز، دستِ کم من مانده‌ام و تصور عشق. تصور عشق...

فاصله 0

ساقط / فاصله

دور ماندن از تو شاید بزرگترین عذابی است که این روزهای مرا فرا گرفته است. میان من و تو فرسنگ‌ها فاصله افتاده و هیچ چیز و هیچ کس تلاشی برای در هم شکستن این...

تا همیشه 0

ترانه / تا همیشه

تا همیشه بودنت اینجا محاله خودمم اینو می دونم آخرش رسیدنی نیست ولی بازم پات می مونم چه تو اینجا باشی پیشم چه تو باشی دور یه دنیا واسه من تو بهترینی پیشم هستی...

گذشته 0

سال مرگ / گذشته

همیشه برای من نگاهی به گذشته به مانند نظاره کردن آینده در آینه‌ی بودن‌ها و نبودن‌هایم بوده است، چه زمانی که در تلخ‌ترین روزهای عمرم باشم و چه زمانی که در سیاه‌ترین روزها. روزهایی...

مدفون 0

سال مرگ / مدفون

احساس می‌کنیم سال‌هاست که در اینجا مدفون شده‌ام، کنج همین اتاق، کنار همین دیوارهای سیاه، زیر همین سایه‌های بی رنگ و در قعر روزگار سیاهی که پایانی ندارد. در این تکرار مدفون شده‌ام، در...