برچسب گذاری توسط: زندگی

بدون روح 0

زندگی بدون روح ؛ برگردان نوشتاری کوتاه از جی. کی. رولینگ

می‌دانی، اگر مغزت مثل همیشه کار کند و قلبت هم به تپیدن ادامه دهد، می‌توانی بدون روح زندگی کنی. اما دیگر هرگز هیچ چیزی را درباره‌ی خودت حس نمی‌کنی، خاطره‌ای نداری… هیچ چیز نداری....

زندگی یک رویاست 0

زندگی یک رویاست ؛ برگردان شعری زیبا از جان اشبری

زندگی یک رویاست خودشناسی نعمتی است که حاصل می‌شود تنها زمانی که تهی می‌شوی آن سوی میدان چوبی که می‌خوانند نام‌ها را نام من با «آ» می‌شود آغاز پس اولین نام نام من خواهد...

روزگار منتظر کسی نمی‌ماند 0

روزگار تکرار می‌شود اما منتظر هیچ کس و هیچ چیز نمی‌ماند…

روزگار می‌گذرد، گرچه سخت، اما می‌گذرد. با همه‌ی غم‌هایش پیش می‌رود و برای هیچ کس و هیچ چیز منتظر نمی‌ماند. چه من در نقطه‌ای از زمان چون ریگی ساکن در اعماق دره‌ای تهی از...

روزی که زیر خاک تن ما نهان شود 0

قصیده‌ای از سعدی؛ روزی که زیر خاک تن ما نهان شود

گاه یک شعر، یک تصویر و یا دیالوگ کوتاه از یک فیلم، بیش از هزاران هزار صفحه نوشتار و ده‌ها کتاب حرف برای گفتن دارد و به ساده‌ترین شکل، سخت‌ترین مضامین را می‌رساند. مرگ...

داستان روزگار تنهایی فصل چهارم 0

داستان روزگار تنهایی / بخش بیست و هشتم / پرمشغله

نقاب۷: پرمشغله در دنیایی که بسیاری از انسان‌ها غرق در زندگی ماشینی هستند، مشغله زیاد و اشتغال همیشگی به کارهای مربوط و نامربوط چندان دور از ذهن نیست، آن هم برای کسی مثل من...

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل آخر / سزاوار

فصل پنجم: سزاوار پری بار دیگر بازگشت و همان چهار هدیه قبلی را به همراه خود آورد، اما او فقط مرگ را می‌خواست. پری گفت: «مرگ را به بچه‌ای کوچک، فرزند دلبند مادری دادم....

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین 0

داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل چهارم / ثروت

فصل چهارم: ثروت صدای پری آمد که گفت: «دوباره انتخاب کن. دو هدیه باقی مانده است. ناامید نشو، از اول هم یک هدیه ارزشمند بود، هنوز آن هدیه باقی مانده است.» او گفت: «ثروت...

عشق واقعی تا لحظه پایان 0

عشق واقعی ؛‌ برگردان غزل شماره‌ ۱۱۶ ویلیام شکسپیر

اجازه دهید دلیلی نیاورم چرا دو انسان عاقل نباید با هم ازدواج کنند. این عشق واقعی نیست عشقی که با تغییر شرایط تغییر می‌کند یا وقتی که یک عاشق بی‌وفا می‌شود نه! عشق واقعی...

آخرین حلقه 0

ساقط / آخرین حلقه

شاید نتوان از عمق حقیقت آنچه این روزها می‌گذرد نوشت، شاید روزی بشود اما دست کم امروز سخت است. در تقابل با روزگاری که همه چیز را خود خلاصه کرده، دنیای تاریک من، چیزی...