داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل دوم / عشق

پنج قلمرو زندگی - مارک تواین

فصل دوم: عشق

پری ظاهر شد و گفت: «چهار هدیه باقی مانده است. یکی دیگر را انتخاب کن؛ و به خاطر داشته باش، زمان در گذر است و فقط یکی از این هدایا ارزشمند است.»
این‌بار مرد مدت زیادی را به تفکر پرداخت و دست آخر عشق را انتخاب کرد؛ بی‌توجه به اشک‌هایی که در چشمان پری جمع شده بود…

چندین و چند سال بعد، مرد در خانه‌ای خالی در کنار تابوتی نشسته بود. با خودش به آرامی زمزمه می‌کرد: «همه‌ي آن‌ها یک به یک رفتند و مرا تنها گذاشتند؛ و حالا او هم اینجا دراز کشیده است، دوست داشتنی‌ترین و آخرینشان. ویرانی در پی ویرانی بر من غلبه کرده است؛ عشق این سوداگر خیانت کار، در ازای هر ساعت از شادی و خوشی، هزاران ساعت غم و اندوه را به من فروخته است. از صمیم قلب نفرینش می‌کنم.»

بیشتر بخوانید:  داستانک پنج قلمرو زندگی نوشته مارک تواین / فصل اول / لذت

+ پنج قلمرو زندگی یا پنج مزیت زندگی، برگردان آزاد و همراه با تصری از داستانک (فلش فیکشن) مشهوری از مارک تواین است…

+ تصویر: نقاشی لذت عشق ، اثری از ژان-آنتوان واتو، نقاش مشهور فرانسوی.

The fairy appeared, and said: “Four of the gifts remain. Choose once more; and oh, remember — time is flying, and only one of them is precious.”
The man considered long, then chose Love; and did not mark the tears that rose in the fairy’s eyes.

After many, many years the man sat by a coffin, in an empty home. And he communed with himself, saying: “One by one they have gone away and left me; and now she lies here, the dearest and the last. Desolation after desolation has swept over me; for each hour of happiness the treacherous trader, Love, has sold me I have paid a thousand hours of grief. Out of my heart of hearts I curse him.”

آرش

آرش

شیمیست، نویسنده، وبلاگ‌نویس و علاقه‌مند به فناوری اطلاعات!
جهت انتقاد، پیشنهاد، تبادل نظر و نیز همکاری در انتشار مطالب خود می توانید از وبلاگ، ایمیل و صفحات شخصی من در شبکه های اجتماعی استفاده کنید.
برای مطالعه منظم مطالب وبسایت هم می توانید، خوراک اِی پی بلاگ را دنبال کنید.

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *